ميرزا مهدي خان استر آبادى
مقدمه 9
جهانگشاى نادرى ( فارسى )
1 - درّهء نادره : اين كتاب كه بين منشيان و ترسّلنويسان بعد از نادر شهرت يافته و بموجب آن ميرزا مهديخان بر سر زبانها افتاده است يكى از جملهء كتبى است كه معنى فداى لفظ و لفظ شهيد صنايع ادبى شده است . ما درين كتاب انواع و اقسام صنايع ادبى را مىبينيم كه گاه با نشيب و فرازهاى خود نوشته را بارد و زننده ميكنند . در اينكه ميرزا مهديخان بوقت نوشتن « درّه » توجّه خاصى به « جهانگشاى جوينى » و « تاريخ و صّاف » و « تاريخ معجم » و « مقامات حميدى » داشته جاى هيچگونه شك و شبههاى نيست . منتهى چون مقلّد بوده - آن هم مقلّدى كه قصد سبقت از تقليد شده را دارد - چنان درآوردن الفاظ نامأنوس غرق شده كه گاه براى تشكيل « جناسى » يا « مراعات نظيرى » يا « ايهام تناسبى » با الفاظ مهجور بازيها و تصحيفها كرده كه همين بازيها موجب خنكى و سستى كلام او شده و عليرغم ميل او عبارات « وصاف » دلانگيزتر و مطبوعتر گرديده است . گرچه شهرت عام بر اغلاق و پيچيدگى « درّه » و « وصّاف » است ولى به نظر اشكال « درّه » و « وصّاف » فقط در به كار بردن لغات مهجور و دورافتاده است « 1 » بطورى كه اگر فرهنگ رسايى در دست باشد و خواننده نيز از قواعد و صنايع ادبى بر كنار نباشد در مطالعهء اين كتابها كمتر بجملاتى برميخورد كه با ترجمهء لغات بفهم نيايند ، زيرا استخوان - بندى جملات همانست كه فعلا بين پارسى زبانان متداول و شايع است . در صورتى كه به عكس مشهور گاهگاه در نثر « بيهقى » و « قابوسنامه » و « اسرار التوحيد » ، كه شهرت بسلاست و روانى دارند ، بجملى ميرسيم كه هيچ قاعدهء دستورى وضع آنها را در كلام تعيين نميكند و جمله با معلوم بودن معانى يكيك لغات كاملا نامفهوم و مبهم است . اينكه در تاريخ ادبى زبانى بزمانهايى ميرسيم كه معانى اين گونه فداى هنرهاى تزيينى نامطلوب مىشوند جاى همه گونه بحث و دقّت است و واقعا بايد ديد بچه علّت اجتماعى و قبول عامى است كه اين گونه نثرنويسى و شعرگويى مقبول مىافتند و بعدها نيز تقليد ميشوند ؟ زيرا صنايع ادبى و هنر تزيينى تا آنجا احترام دارند كه مفهوم و محتوى كلام را بهتر در دل خواننده بنشانند و زيباتر جلوه دهند ، نه آنكه
--> ( 1 ) - خوشبختانه در حاشيهء اغلب نسخ خطى « درّه » اين كلمات و لغات معنى و تفسير شدهاند .